من کارم را دوست دارم2
دوباره تو این دم آخری باز هم حرف تعدیل نیرو و کاهش هزینه ها و ... .
بله دوباره ظاهرا باید کوله بار سفر از یک شرکت به شرکت دیگری را بربندم، مضحک و تهوع آور است![]()
خسته از این قصه پر غصه و تکراری

کامیار جان، دوست عزیزم همیشه به تو فکر می کنم، اما هربار که از جلوی شرکتتان رد می شوم به یادت می افتم و اینکه الان چقدر برات خوشحالم که در این مکان کار نمی کنی
موفق و پیروز باشی.
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۵/۰۵ ساعت 22 توسط مهاجر
|